عبد الحسين بينش
84
آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )
جمله مىتوان به الفوائد فى اصول البحر و القواعد ابن ماجد ، محيط در احوال بحر سيدى على ، دريا سالار عثمانى و تحقيقات نقشهنگارى پيرى رئيس ، ديگر دريا سالار عثمانى ، ياد كرد . « 1 » پرسش : با توجه به مطالب فوق ، آيا ميان اقتدار سياسى - نظامى مسلمانان و آثار جغرافيايى آنان ارتباطى وجود دارد ؟ چگونه ؟ 2 - 1 . پزشكى در تاريخ تمدن جهانى اسلام ، دانش پزشكى فصل بلندى را به خود اختصاص داده است . مسلمانان با بهرهگيرى از دانش و تجربهء ملتهاى ديگر ، در بيشتر رشتههاى پزشكى روزگار خويش صاحب تخصص گشتند و با نگارش آثار علمى مهم و ارزشمند به تكميل و توسعهء ديدگاههاى پيشينيان پرداختند . آثار كلاسيك طب اسلامى نه تنها در قلمرو سياسى خودشان تدريس مىشد ، بلكه پس از ترجمه به زبانهاى اروپايى ، ساليانى بس دراز مرجع علمى طب مردمان مغرب زمين به شمار مىرفت . پزشكى اسلامى از سه منبع عمدهء ايرانى ، يونانى و هندى تغذيه كرده و به طور طبيعى نخستين بذرهاى پزشكى علمى نيز به وسيلهء پزشكانى از اين اقوام در جهان اسلام پاشيده شده است . پس از گسترش اسلام در ايران ، جندىشاپور همچون وارث سنتهاى پزشكى يونانى و هندى با اهتمام ويژهء حكمرانان اسلامى به مركز علمى بزرگى تبديل گرديد كه پژوهشهاى مربوط به پزشكى اسلامى را سامان مىداد . اما اوج شكوفايى پزشكى در اسلام با ظهور رازى ، نويسندهء 56 اثر پزشكى آغاز شد . او با تأليف دو اثر بزرگ خويش يعنى الحاوى و طب المنصورى - كه در مغرب زمين با نام لاتينى Liber midicinalis ad Almansorem شهرت دارد - جايگاه والايى را در طب اسلامى و جهانى به خود اختصاص داده است . « آثار رازى تقريباً همهء جنبههاى طب را شامل است . مردى كه خود را همسنگ افلاطون و ارسطو مىدانست ، ميراث پزشكى باستانى را با قدرت ملاحظه و مشاهده و استنتاج خود در هم آميخت و توانست بيماريهاى تازهاى اكتشاف كند و
--> ( 1 ) . همانجا